صدرالمتالهین مساله اتحاد عاقل و معقول را از جمله پیچیده ترین مباحث فلسفی می داند که تا زمان وی برای هیچ یک از فلاسفه پیشین منقع نشده است. وی با تمسک به قاعده تضایف و دلایل دیگر، آن را برهانی کرده است. اصل این مسله از فرفوریوس اسکندرانی است. ابن سینا در کتاب «شفا» و «اشارات» خود به شدت با آن مخالفت کرده است. بعد از صدرالمتالهین نیز کسانی مانند حاج ملا هادی سبزواری و دیگران استدلال های صدرالمتالهین را مورد مناقشه قرار داده اند. در این مقاله ضمن تحلیل مفردات مساله به بررسی براهین و اشکالات وارد بر آن پرداخته شده است.